تبليغاتX
## همه (چیز) سبز است##
مرگ بر ضد ولایت فقیه

با سلام به بازديدكنندگان عزيز مسلمان

دوست دارم مطالب من را همه مخصوصا برادران و خواهران سني كامل بخوانند

لازم ميدانم مطالبي را در مورد روايت بدون شک و شبهه غدير بيان كنم كه كل جهان

اسلام ان را به كرار شنيده و قبول دارند

من كنت مولا فهذا علي مولا

اهل سنت و جماعت بر اين عقيده هستند كه رسول خدا دركنار چاه غدير فرمودند

علي را دوست بداريد و كلمه مولا در اين حديث معناي دوستي ميدهد و انان كه به

 علي دست دادند به خاطر اين بيانات پيامبر به او تبريك گفتند و بيعتي در كار نبوده!!

 

اما اين موضوع و برداشت برادران بنا بر دلائلي كه عرض ميكنم كاملا منتفي و اشتباه

 و براي سرپوش نهادن بر اشتباه 1400 ساله است

همانطور كه همه ميدانيد مولا در زبان عربي معاني مختلفي دارد و از كلمات بعدي اين

 كلمه ميتوان به معني ان در جمله پي برد كه ايا معني دوستي ميدهد يا معني بر

سرپرستي و رهبري يا معني بر دوست داشتن يك شخص يا اشخاص ديگر

حال به سراغ حديث غدير ميرويم اگر بخواهيم موشكافانه حديث غدير را مورد برسي

 قرار دهيم كه كمتر به ان پرداخته شده است بايد بگويم كه در اين روز پيامبر دست

 علي را بالا برد و گفت هركس من مولاي اويم بعداز من اين علي مولا اوست

خوب در ايجا چند سوال پيش مي ايد

1-  نسبت پيامبر به امت اسلامي چيست؟

2-  چرا پيامبر ابتدا از كلمه مولا در مورد خود استفاده ميكند؟

3-  چرا رسول خدا فرا رسيدن سال آخر زندگي خود را به همه اعلام ميكند؟

4-  چرا پيامبر در سال اخر عمر خويش علي را اينچنين به مردم معرفي ميكند؟

5-  چرا پيامبرتمام امت را در يك مكان جمع ميكند و اين بيانيه را ميخواند؟

6-  چرا رسول خدا به همه ميگويد ايا مرا ميبينيد و صداي مرا ميشنويد؟

7-  چرا رسول خدا نسبت نبوت خود را از مردم سوال ميكند؟

8-  چرا رسول الله علي را در كنار خويش ميخواند و دست او را بالا ميبرد؟

9-  چرا رسول خدا به مردم ميگويد ايا قبول داريد من از خود شما به شمابرتر هستم؟

10- چرا رسول خدا وقتي اين خطابه را ميخواند همه را مامور به رساندن اين پيام به

ديگران ميكند؟؟

 

آيا نشنيده ايد كه پنج چيز واجب به پيامبر وحي شد كه او به امت مسلمان اعلام كند

 که همه را به نحو احسن انجام دادند؟؟

 

1-  نماز و اوقات ان و طريقه خواندن ان

2-  حكم زكاة و اداب ان

3-  حكم روزه ماه مبارك رمضان

4-  حكم حج و اداب ان

5-  و پنجمين موردكه متاسفانه امت رها نموده و راه را گم كردند دستور ولايت بود

((امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت‏خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى

 شما [به عنوان] آيينى برگزيدم))

ايا اين ايه همان جمله اي نيست كه رسول خدا در روز غدير بلند به همه اعلام

 كردند؟؟

((اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش

 را نرسانده‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏دارد آرى خدا گروه كافران را هدايت

 نمى‏كند ))

اين چه چيزي بود كه اگر پيامبر اعلام نميكرد  رسالتش را كامل انجام نداده بود ؟؟

ايا انتخاب جانشين رسول الله از سوي خدا نبود؟؟

پيامبر كه همه چيز را گفته بود پس چه چيزي باقي مانده بود؟؟

كه اين كار را در روز غدير پيامبر به انجام رسانيد ايا اين كار را نكرد؟؟

 

حالا ميرسيم به برسي گزرا نسبت  سوالات راجع به غدير تا حقيقت را بر همگان

اشكار سازيم انشالله

سوال اول نسبت پيامبر به امت اسلامي چيست؟

چرا پيامبر ابتدا از كلمه مولا در مورد خود استفاده نمود؟

همه ميدانيم نسبت رسول خدا به مردم از نام پيامبر كه بر ايشان نهاده اند مشخص

 است ايشان پيامبر خدا كلامش كلام خدا و جز اعلام وحي بر مردم وظيفه ديگر ندارد

 طبق ايه قران

بنابراين انچه انجام ميدهد و ميگويد از طرف خود نيست بلكه كلام خداوند يگانه است

او رهبر و سرپرست مردم است او رسول الله محمد ابن عبدالله است كه تمام

مسلمين به صداقت و نبوت او در روز غدير و طول تاريخ نبوتش صحه گذاشتند و

 شهادت دادند و هنوز هم بعداز 1400 سال بر نبوت او شهادت ميدهند

حال كه نسبت رسول خدا را به امت اسلامي همه ميدانيم به سراغ حديث غدير

ميرويم و جمله اول پیامبر  را برسی میکنیم

هركس من مولاي اويم

اين جمله رسول خدا در مورد نبوت خويش است وقتي ايشان با مقام عظماي نبوت

 ميگويد هركس من مولاي اويم اينجا بالاترين نسبت خود را به مردم اعلام مينمايد و در

 اين جمله نميتواند كلمه مولا معناي دوستي بدهد چون علاوه بر اينكه پيامبر دوست

 مردم بودند مقام بزرگ نبوت را بردوش ميكشيدند حالا چرا بايد مقام خود را پايين

بياورند و نسبت دوستي خود را به مردم اعلام كنند پس اين موضوع نتنها عقلاني

نيست بلكه مورد تاييد هيچ ادم بيدار دلي نميتواند باشد

پس پيامبر نسبت سرپرستي و رهبري خود را به همه گفتند و سپس در ادامه

اينچنين فرمودند

اين علي نيز مولاي اوست

يعني تمام نسبت خود به مردم را دو دستي به امير مومنان علي تقديم نمودند و

گفتند كه بعد از من علي سرپرست شماست چون گفتيم در اين جمله مولا معناي

دوستي نميدهد چون نسبت پيامبر به امت فقط دوستي با امت نبوده و ايشان مقام

 بزرگتري همچون رهبري جامعه را داشتند و رسول خدا بودند.

باز براي روشن تر شدن حقيقت در مورد كلمه مولا بيشتر توضيح ميدهم

حال فرض كنيم اين كلمه(مولا) بر فرض محال ممكن معناي دوستي بدهد

ايجا براي روشن شدن اين موضوع يك سوال اساسي وجود دارد

اگريك دوست به ما بگويد من شما را دوست دارم تا اينكه پدر يا مادر به ما اين حرف را

 بزند چه فرقي دارد؟؟

 مسلما دوستي پدر و مادر از عمق وجود انها برگرفته شده و به خاطر سرپرستي و

 حس مسئوليت به فرزند خود ميگويند دوستت دارم اما اگر اين حرف را دوست به

ما بگوید اينچنين نيست

حالا اگر پدر به اعضاي خانواده بگويد:

 اگر براي من اتفاقي افتاد يكي از پسران خود را به نزد خويش بخواند و بگويد او

عاقلترين و شجاعترين خانواده است و او مثل من شما را دوست دارد اينجا دوستي

 او چه معنايي دارد يعني سرپرست شماست چون هم عاقلترين است هم مثل پدر

 خانواده اعضاي خانواده را دوست دارد.

حالا وقتي رسول خدا ميگويد هركس من دوست اويم اين  علي نيز دوست اوست باز

 در اينجا نميتواند معني دوستي معمولي داشته باشد يعني اگر او دوست شما

باشد و شما او را به دوستي خود برگزينيد و از او اطاعت و حرف شنوي داشته

 باشيد گمراه نخواهيد شد.

در اينجا مسئله مهمتري هم مطرح ميشود و اينكه مگر ايا علي با كسي دشمن بوده

 كه رسول الله بخواهند ايشان را با امت اشتي دهند و به عنوان دوست امت مطرح

 كنند كه ميبينيم باز اين موضوع عقلاني نيست!!

اما سوال سوم

چرا پيامبر در سال اخر عمر خويش علي را اينچنين به مردم معرفي ميكند؟

 اين نيز يكي از مواردي است كه برنامه دوستي علي با امت را منتفي و غير عقلاني

 ميكند چون اگر چنين بود هزاران سوال ديگر در پيرامون ان به وجود مي امد

مثلا اينكه مگر علي در اين مدت 25 سال رسالت پيامبر با مردم خصومتي داشتند كه

 رسول الله در سال اخر عمر خود به فكر اشتي دادن مردم با امت برمي ايد؟؟

بنا بر اين توضيح كوتاه متوجه ميشويم كه وقتي رسول خدا در اخرين سال عمر خويش

 و در نزد تمامي صحابه اين سخنان را بيان ميكند منظور به انتخاب جانشين خود دارد

در واقع هر كس اواخر عمر خود را درك نميكند اما پيامبر با توجه به داشتن آگاهي از

 اينده زمان مرگ خويش را به همه اعلام مي كند پس وصيت ميكند و در برنامه وصيت

 خود نيز به مسائل جزئي و پيش پا افتاده نميپردازد بنا بر اين مشكل اساسي را

مرتفع ميكند و ان مشكل چيزي جز حفظ دين و تعيين حجت خدا نميتواند باشد

بنا بر اين پيامبر خدا در اخرين سال عمر خود به فكر دوست يابي براي امت نبوده و

مسائل مهمتر را بايد برسي كند و چه چيزي مهم تر از حفظ دين و تعين شخصي

 لايق جهت حفظ كتاب خداكه همان سنت رسول خداست

 وچه كسي بهتر از نزديكترين شخص به حضرت رسول كه تمام سنت پيامبر را از

حفظ ميداند

 و اين وصيتي بود كه انجام شد وامت سرپيچي نمودند و اينچنين كه ميبينيد به 72

فرقه تقسيم شدند ايا در اين مشكل پديدار شده رسول خدا مقصر است؟ يا امت كه

 وصيت او را نشنيده گرفتند!؟

مسلما رسول خدا مقصر نيست

پس مقصر يا مقصران اين ماجرا كجايند؟؟

 

برخي سوالات در همين توضيحاتي كه دادم به ان پرداخته شد بنابر اين به سراغ اين

 سوالات ميرويم

 

چرا پيامبرتمام امت را در يك مكان جمع ميكند و اين بيانيه را ميخواند؟

چرا رسول خدا به همه ميگويد ايا مرا ميبينيد و صداي مرا ميشنويد؟

چرا رسول خدا نسبت نبوت خود را از مردم سوال ميكند؟

تمامي اين سوالات نشان از رويداد مهم و خبر وحي ديگر دارد جمع نمودن تمام امت

 اينكه رسول خدا خواستند مطمئن شوند كه همه او را ميبينند و صداي ايشان را

ميشنوند و اينكه از نبوت خود از مردم سوال كردند و همه به نبوت ايشان شهادت

 داده و تصديق كردند

به راستي چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ایا همه نشانگر اين نيست كه در مكان غدير خم تاريخ اسلام ناب محمدي رقم

خواهد خورد!؟

همه نشانگر اين نيست كه در اين روز يك موضوع مهم و غير قابل انكار از سوي

 جبرئيل به رسول اسلام ابلاغ شد؟!

الله اكبر

نه اين موضوع چشم بصيرت ميخواهد نه علم غيب نه زنده شدن رسول خدا و نه

 تفسير ايات مختلف قران بلكه كمي عقل و يك دل بيدار ميخواهد

با كدام عقل و منطقي مطابقت دارد كه رسول خدا امتي را در زير نور افتاب نگهدارد

 و غائبان را بخواند تا حاضر شوند سپس از شنيدن صداي خود توسط مردم مطمئن

 شود و نبوت خود را از مردم سوال كند تا همه به ان شهادت دهند كه بعد بگويد اين

 علي دوست شماست او را دوست بداريد؟؟

مگر تا ان زمان علي دشمن مردم بوده است؟؟ معاذالله

اين چه تفكر بيهوده و واهي است!!؟

به خدا قسم اين خدعه و نيرنگ منافقين در دين اسلام است كه صحابه پيامبر را

از راه اصلي و صراط مستقيم دور كنند

الله اكبر

توبه بهترين راه نجات در اين مواقع است

سوالات ديگر

چرا رسول خدا ابتدا به مردم ميگويد ايا قبول داريد من از خود شما به شما برتر

هستم؟

چرا رسول خدا وقتي اين خطابه را ميخواند همه را مامور به رساندن اين پيام به

ديگران ميكند؟؟

اين جمله رسول خدا نيز معروفترين قسمت خطبه ميباشد كه در صحت ان شكي

نيست رسول خدا در اين روز برتري خود را نسبت به مردم از انان سوال ميكند و

سپس خطبه معروف را ميخواند و ميگويد علي بعداز من مولاي شماست و سپس

 به همگان اعلام ميكند كه حاضران اين پيام را به غايبان برسانند

دوستي امت با علي و علي با امت اينقدر مهم ميباشد كه رسول الله بگويد به

 گوش انان كه نيستند برسانيد؟؟!

بنا بر اين اينكه پيامبر گفته باشد علي را دوست بداريد از محال ترين تصوراتي است

 كه ميتوان در مورد خطبه غدير داشت!!

يعني ميتوانم بگويم امكان ندارد

دوستان

عزيزان

برادران سني

برادران شيعه كه احتمالا شما هم اين مطالب را كامل ميخوانيد

شما را به خدا قسم ميدهم بگوييد ايا اخرين پيامبر خدا در روزهاي اخرين زندگي

پر خير و بركت خويش كار بيهوده ميكند؟؟  معاذ الله

 

در پايان برادران سني بياييد منطقي باشيد من قسمت نظرات را ازاد گذاشتم اما از

شما جواب نميخواهم چون جواب هاي تكراري شما را موبه مو ميدانم بياييد به جاي

 يافت جواب براي يك بارهم شده فكر كنيد و به عقل خود رجوع كنيد

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي

شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ ...........

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را اطاعت

كنيد پس هر گاه در امرى اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن

را به خدا و سنت پيامبر او عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است

التماس دعا


+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت   توسط مها  | 

نهي از منكر

متاسفانه بي حجابي و چشم چراني دو معذل بزرگ جامعه امروز ماست كه متاسفانه اين مشكل خصوصا مشكل بي حجابي به مراكز مذهبي هم رخنه كرده و ديگر در جايي مثل زيارت قبور ائمه هم نميتوان از شر اين بلاي شيطاني در امان بود!!

نصيحت : من اين بنده  حقير خدا وظيفه خود دانستم به شما خواهران كوچكتر و بزرگتر از خودم نصيحت كنم حجاب خود را حفظ كنيد

 اين وضع و حالي كه شما ميگرديد ان هم جلوي چشم هزاران جوان عذب گناهي فاحش است در محضر خدا مگر نشنيده اين كه عالم محضر خداست؟؟

 حيا نميكنيد؟ براي شما زشت نيست؟ در محضر خالق زمين اسمان زيبايي ظاهري خود را براي خود نمايي نمايان ميكنيد؟؟

 

خواهر من همه جا گناه همه جا بي حجابي در حرم عصاره عفت و پاكي يعني خواهر امام رضا (ع) هم بي حجابي!! از خانم حضرت معصومه خجالت نميكشيد حداقل از خدا خجالت بكشيد از جدش رسول خدا خجالت بكشيد ميداني بي حجابي شما دختر جوان چه تبعاتي در جامعه به دنبال دارد؟؟ ميدانيد همين گناه به ظاهر ساده ميتواند چقدر گناه بزرگتر به دنبال داشته باشد معاذالله

بترسيد از روز قيامت بترسيد از روزي كه خانم حضرت زهرا در صحراي محشر دست رد به سينه من و شما بزند

خواهر من كمي فكر كن شما اگه گناه ميكنيد ديگه گناه ديگران را به گردن نگيريد اخه شما كه با اين وضعيت و با اين صورت ارايش كرده در جامعه ظاهر ميشويد جوان مردم را به گناه نمي اندازيد؟

الان ميگي خوب شما مردها چشمتون را ببنيديد اخه خواهر من اين كه نشد جواب! جوان مردم نميتونه جلوي خودش رو بگيره شما كه ميتوني جلوي خودت رو بگيري تو چه كار به عمل مردم داري تو ببين خودت بايد چه كار كني

 

خواهر من اين حجاب كه ميگن حفظ كنيد واسه خد شماست واسه شخصيت زن در اسلام است زن خيلي ارزشش بالاتر از اين است كه هر محرم و نا محرمي اندام او را ببيند

اي مرد مومن تو هم چشمت را ببند تو هم حيا كن حالا يك خانمي ارايش كرده به خيابان و سطح جامعه امد شما بايد تا لحظه اي كه از شما درو ميشود به او نگاه كني تا قدرت شهوت شما تحريك شود؟ تو شيعه علي هستي ؟

خلاصه از ما گفتن

 خواهران و برادران بياييم به قران نزديك شويم راه نجات بشر در قران است سعي كنيم سوره هاي اخر قران را بخوانيم اياتي دارد واقعا تكان دهنده به معاني انها دقت كنيد خدا با احدي شوخي ندارد حتي با پيامبران خودش

والسلام

سوره انفطار

به نام خداوند رحمتگر مهربان

آنگاه كه آسمان زهم بشكافد (1)

و آنگاه كه اختران پراكنده شوند (2)

آنگاه كه درياها از جا بركنده گردند (3)

و آنگاه كه گورها زير و زبر شوند (4)

هر نفسى آنچه را پيش فرستاده و بازپس گذاشته بداند (5)

اى انسان چه چيز تو را در باره پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته (6)

همان كس كه تو را آفريد و اندام تو را درست كرد و آنگاه تو را سامان بخشيد (7)

و به هر صورتى كه خواست تو را تركيب كرد (8)

با اين همه شما منكر روز جزاييد (9)

و قطعا بر شما نگهبانانى گماشته شده اند (10)

 فرشتگان بزرگوارى كه نويسندگان اعمال شما هستند (11)

آنچه را مى‏كنيد مى‏دانند (12)

قطعا نيكان به بهشت اندرند (13)

و بى‏شك بدكاران در دوزخند (14)

راست گفت خداي بزرگ و بلند مرتبه


+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مرداد1388ساعت   توسط مها  | 

بسمه تعالی

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

با سلام و تهیت

من چند روز است این سوال مثل خوره افتاده به جانم. بندبند سلول‌های بدنم و ذره ذره جانم   با این پرسش دست به گریبان است که چرا آقای هاشمی‌رفسنجانی از احمدی‌نژاد شکایت نمی‌کند؟! مگر رئیس‌جمهور درباره فرزندان جناب هاشمی مسائلی را مطرح نکرد؟ آیا آقای هاشمی‌رفسنجانی این ادعای احمدی‌نژاد را قبول دارد یا ندارد. اگر دارد که هیچ اما اگر قبول ندارد و معتقد است اطرافیانش زندگی سالمی دارند، پس چرا از احمدی‌نژاد شکایت نمی‌کند؟!
البته نوشتن درباره هاشمی کار سختی است. دست آدم می‌لرزد. نفس آدم به شماره می‌افتد؛ یعنی آقای هاشمی یک طوری است که اگر بخواهی ایشان را نقد کنی، انگار موهای بدنت سیخ‌سیخ می‌شود. بدبختی آدم می‌افتد به خودسانسوری. قلم، یاری نمی‌کند. جوهر قلم، یخ می‌زند؛ یعنی یک جوری است که قلم دوست دارد حقیقت را بنویسد و از واقعیت دم بزند اما همین که نوک قلم روی کاغذ می‌افتد، انگار کلمه‌ها هم ترسیده باشند، جمله‌ها عوض می‌شود. ما هی می‌خواهیم یک چیزهای دیگری بنویسیم، ناخودآگاه می‌شود «امیرکبیر». یعنی در ذهن‌مان یک انتقادی نسبت به ایشان هست اما آن مطلب تا از ذهن به صفحه کاغذ می‌رسد، می‌شود تعریف از جناب هاشمی؛ می‌شود «استوانه نظام». قلم ترسوی ما را می‌بینی؟! البته خود ما هم کمتر از قلم‌مان ترس نداریم؛ یعنی «جان» یک چیزی است که آدم از پولش می‌تواند بگذرد، از جانش نمی‌تواند. البته آدم یک ذره عقل هم داشته باشد، چیز بدی نیست. ما که جانمان را از سر راه نیاورده‌ایم. حالا تو چکار داری که هاشمی چرا از احمدی‌نژاد شکایت نکرده؟! تو مگر فضولی؟.......

 

ادامه در این ادرس:http://www.nabzeazadi2.persianblog.ir/


+ نوشته شده در  شنبه 24 مرداد1388ساعت   توسط مها  | 

 

حتما روايت معروف حضرت عيسي و جمعي از حواريون ايشان را شنيده ايد روزي حضرت عيسي با جمعي از ياران خودش از جايي عبور ميكردن كه يك خر مرده متافن انجا افتاده بود؛ يكي از ياران حضرت  گفت اين حيوان چه بوي گندي ميدهد يكي ديگه گفت اه چقدر كثيف و اطراف ان مگس جمع شده حضرت برگشتند و يك نگاهي با محبت به پيكر ان الاغ انداختند و بعد فرمودند اين الاغ عجب دندانهاي تميز و خوبي داره همه تعجب كردند

(درس اخلاقي) اين يعني اينكه چرا فقط عيب اين حيوان را ميگوييد؟؟ چرا عيب ديگران را ميگوييد؟؟ خوبي هاشو ببين يعني اينكه شما هم ياد بگيريد كاري كنيد دندان شما هم مثل همين الاغ هميشه تميز باشد

اين روايت پشت به پشت به ما رسيده و همه علما پدران و مادران و بزرگان ما اين درس اخلاقي را واسه ما تعريف كردن يعني چرا عيب مردم را ميگي خوبي هاشو بگو تا اون هم كه از خوبي هاش تعريف كردي خوشش بياد و سعي كنه اون كار خوب را باز هم تكرار كنه

 

حالا با تمام اين تفاسير يعني دولت نهم ازيك خر مرده هم بدتر بود كه اينهمه تخريب و تهمت و بدگويي در مورد ان نوشتند و گفتند و عذر خواهي نكردند با وجود اين حجم خدمت

 

عملكردها و دستاوردهاي دولت احمدي نژاد در طول چهار سال خسته نباشي عزيزم

 

1-      واگذاري سهام عدالت

۲-     برخورد با اوباش شهر تهران

3-      احداث خانه هاي روستايي

4-      ساخت و نوسازي مدارس كشور

5-      احداث راه هاي جديد روستايي

6-      صادرات خدمات فني و مهندسي

7-      افزايش ظرفيت ذخيره سازي گندم

8-      اصلاح مسير منحرف شده هسته اي

9-      افزايش اعطاي تسهيلات بانكي به مردم

10-  شكستن ركورد توليد گاز در تاريخ كشور

11-  ثبت 24 هزار نوع  اختــراع در دولت نهم

12-  افزايش توليد نا خالص داخلي به قيمت ثابت

13-  بيشترين درصد واگذاري و نوسازي مسكن

14-  كاهش نرخ سود بانــكي در بخش كشاورزي

15-  اولويت محروميت زدايي در سفرهاي استاني

16-  كاهش نرخ بيكاران از 14 درصد به 9 درصد

17-  در مدار قرار گرفتن ماهواره اميد براي اولين بار

18-  گسترش ارتباط با تمام مردم و سفر به تمام استانها

19-  براي اولين بار بيمه كامل روستاييان در دولت نهم

20-  ده  برابر شدن حمايت دولت از جانبازان و معلولين

21-  كاهش اختلاس ها و تخلفات مالي و بانكي در كشور

22-  افزايش 42 ميليارد دلاري ذخاير ارزي بانك مركزي

23-  هزار تفاهمنامه با كشورهاي خارجي در طول دو سال

24-  افزايش حقوق كارمندان و براورده شدن ارزوي ديرينه

25-  جبهه گيري جديد ايران در مقابل امريكا در صحنه جهاني

26-  تقويت سياست خارجي و ايجاد ارتباط با كشورهاي همسايه

27-  تلاش براي ساخت چند نيروگاه هسته اي توسط كارشناسان

28-  دستاوري به  فــناوري هسته اي  و غنــي سازي اورانيـوم

29-  رشد صنعت توريسم از 800 هزار به 2 ميليون نفر در سال

30-  احـداث سه خط اهـن بزرگ و اتصـال  استـانهاي مهم كشور

31-  ايجاد ارتباط با كشــورهاي امريكاي لاتين و همـچنين روسيه

32-  ايجاد صندوق مهر امام رضا براي حمايت از زوج هاي جوان

33-  سرعت بخشيدن به اصل 44 قانون اساسي و خصوصي سازي

34-  تدبير سهميه بندي سوخت براي جلوگيري از قاچاق اين محصول

35-  كاهش چشمگير تصادفات جاده اي واطلاع رساني صحيح به مردم

36-  رشد توليد فولاد (اول انقلاب 370 هزار تن – دولت نهم 9 ميليون تن)

37-  خود كفايي و مازاد بر مصرف سيمان كشور و كاهش قيمت اين فراورده

38-  ساخت بهترين تجهيزات جنگي و موشكهاي پيشرفته كه قادر هستند اسرائيل را هدف قرار دهند

و هزاران دستاورد ديگر.....

يك بار ديگه تكرار ميكنم

 يعني با تمام اين تفاسير دولت نهم از ان خر مرده هم بدتر بود؟؟؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مرداد1388ساعت   توسط مها  | 
بدون شرح

432.jpg


+ نوشته شده در  شنبه 3 مرداد1388ساعت   توسط مها 

سلام دوستان يادم مياد حاج صادق اهنگران اشعاري از مرحوم اقاسي را به عنوان شيعه خوانده بود كه كاست ايشون با همين عنوان توليد شد و همه اون روز ميگفتند سياسي خونده چون يه قسمتهايي از شعر را تغيير داده بود من اون روز متوجه نميشدم حاج صادق چي ميگه و منظورش از اين اشعار چيه

همه اين كاست را گوش كرديد اما بد نيست يك بار ديگه ياد دوران اقاي خاتمي واين اشعار حاج صادق باشيم شايد بهتر متوجه شديم اون روز منظور حاج صادق چي بوده به قول ضرب المثل معروف به در ميگفته كه ديوار بشنوه ان(( در)) دولت بود و ما (( ديوار))  اما اون روز نه در شنيد نه ديوار!! اما حالا ملت بيدار شدن بيدار بيدار

شعر را كامل بخونيد قسمتهايي كه حاج صادق بهش اضافه كرده را رنگي كردم

يا علي امروز تنها مانده ايم


در هجوم اهرمانها مانده ايم


ياعلي شام غريبان را ببين


مردم سر در گريبان را ببين(بدون شرح)


گردش گردونه را بر هم بزن


زخمهاي كهنه را مرهم بزن (زخم خيانت بني صدر)

بشنو از ني چون حكايت ميكند

شيعه را در خون روايت ميكند (زمان جنگ)

شيعه يعني شرح منظوم طلب


از حجاز و كوفه تا شام حلب


شيعه يعني يك بيابان بي كسي


غربت صدساله بي دلواپسي


شيعه يعني صد بيابان جستجو


شيعه يعني هجرت از من تا به او


شيعه يعني دست بيعت با غدير


بارش ابر كرامت بر كوير (رهبر عزيزسيد علي)

شيعه يعني وعده اي با نان جو


كشت صد آيينه تا فصل درو


شيعه يعني قسمت يك كاسه شير


بين نان خشك خود با يك اسير (كجا بود؟ گوش شنوا)

از عدالت گر تو ميخواهي دليل


ياد كن از آتش و دست عقيل


جان مولا حرف حق را گوش كن


شمع بيت المال را خاموش كن (خاتمي كه خاموش نكرد)

شيعه گي ايا شكم پروردن است؟

يا به روز جنگ عذر اوردن است؟(اقاي خاتمي با شما بود)

شيعه گي ايا فقط خوابيدن است

روي مولا را به رويا ديدن است (اقاي هاشمي با شمابود)

اي زر اندوزان چنين وجر و وبال

جمع كي ميگردد از كسب حلال؟ (اقا كروبي با شمابود)(وجوهات شرعیه را میگه)


اين تجمل ها كه بر خوان شماست


زنگ مرگ و قاتل جان شماست( اقاي م....از اينجا به بعد با شماست)


مي سزد كز خشم حق پروا كنيم


در مسير چشم حق پروا كنيم


اين دو روز عمر مولايي شويم


مرغ اما مرغ دريايي شويم


مرغ دريايي به دريا مي رود


موج برخيزد به بالا مي رود


ليك مرغ خانگي در خانه است


روز و شب در بند مشتي دانه است


تا به كي در بند آب و دانه ايد


غافل از قصاب و صاحب خانه ايد

امشب از دامان دل دستم جداست

نينواي ناله ام چون كربلاست

 

قضاوت با شما

 

 


+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388ساعت   توسط مها  | 
 


 

JavaScript Codes